دقایقی قبل که برای دیدن آخرین نتایج انتخاباتی تهران سری به اینترنت زدم نوشته ای دیدم از یک عزیز وارسته و دوست قدیمی و فاضل . انتظار نداشتم متنی با این شدت و حدت را بخوانم و این چنین گزنده . اما خواندم و ناراحت هم نشدم ولی افسوس خوردم که چرا این عزیز متن مرا با تامل بیشتری نخوانده اند ؟حالا کاری به این کارها ندارم . نوشته این عزیز را می آورم و به دنبال آن جند کلمه ای را پی نوشت می کنم . بهر حال این جا درست شده برای تبادل اندیشه .
نوشته های سبز رنگ از این دوست عزیز است :در شيراز يك دختر دانشجو كه گويا از جمال خدادادي هم كم بهره نبوده است، راي اول شورا.... در تهران قهرمانان افتخارآفرين ما هادي ساعي، عليرضا دبير و رسول خادم، به مدد شهرت ورزشي شان ...
در شهر كوچك ما، مهندسي گمنام و بدون هيچ سابقه كار اجتماعي، با شعار احداث پالايشگاه، احداث خط آهن، ... راي سوم شورا را به خود اختصاص داد
و هزاران هزار مثال ديگر كه ثابت مي كند هنوز خيلي راه داريم كه كار را به كاردان بسپاريم. روي اين حساب و كتابها، اين راي آوردنها و راي نياوردنها شديدا وابسته به احساس مردم در آن لحظه راي گيري است. بر مردم خرده اي نمي توان گرفت. مساله نخبگانند كه خود را به يك سري اراجيف حزبي و جناحي و تقسيم بندي هاي مضحك اصلاح طلب، اصولگراي مخالف دولت و اصولگراي موافق دولت دلخوش كرده اند و مضحكتر اينكه بر پايه آن «تحليل» هم مي كنند.
عزیز گرامی ! اگر نوشته من را خوانده بودید شاید بیشتر احساسات خود را کنترل می کردید ! من هم در بند اول و هم دربند آخر بر این ایرادات تاکید کرده بودم ولی این را اصلا قبول ندارم که کل آرای مردم واجد چنین خصوصیاتی است . شما چرا رای بالای مهندس چمران در تهران را مثال نمی آورید ؟ چرا رای پایین مردم در شورای دوم را مثال نمی آورید ؟ چرا انتخاب هوشمندانه مردم را در دوم خرداد 76 مثال نمی آورید ؟ عزیز دل : چرا به گونه ای می تازید که جایی برای دیدن حقایق نمی گذارید ؟ مگر همین مردم نبودند که با انقلاب شکوهمند خود درسال 57 بزرگترین اتفاق قرن را رقم زدند ؟ آیا در آن هنگام هم مردم تحت تاثیر احساسات بودند و بدون هیچ گونه بینشی چنین ... ؟ آیا مقاومت مردم در 8 سال جنگ تحمیلی صرفا از سر احساس بود و هیچ منطقی هیچ تفکری را در بر نداشت ؟ آیا واقعا این گونه است ؟آیا واقعا رای مردم معنا ندارد ؟ آیا شکست طرفداران احمدی نژاد بی معنا است ؟ آیا رای نیاوردن بذر باش و زریبافان بی معنا است ؟ آیا واقعا رای بالای خادم برای بار دوم تنها به دلیل سابقه ورزشی اوست ؟ آیا مردم تهران در طول این 4 سال نظاره گر عملکرد وی نبوده اند ؟البته باز هم تاکید می کنم تجربه ما در مردم سالاری تجربه کمی است . ما راهها داریم تا رسیدن به مطلوب واقعی .من فرض را بر این می گذارم که مخاطب قسمت دوم نوشته شما من نبوده ام . اگر غیر این است بفرمایید تا خصوصی پاسختان رابدهم .
لطفا زحمت جواب دادن و كشاندن اين پيام به صفحه اصلي وبلاگتان را به خود ندهيد. چرا كه اين وبلاگ را به نشانه اعتراض به «تندروي» و «مصادره به مطلوبهاي آنچناني سياسي» به مدت10 روز تحريم مي كنم!!!!!!! و شما را به اين آيه شريفه ارجاع مي دهم كه «كل حزب بما لديهم فرحين» يعني «هر جماعتي به آنچه نزد «خود» دارد خوش است .
عزیز برادر :اجازه بدهید که صاحب خانه در باره خانه تصمیم بگیرد . این جا همانطور که گفتم مکانی است برای تبادل اندیشه . برای این که من بگویم و شما بشنوید . شما بگویید و من بشنوم تا راه کمال هموار گردد . اگر نوشته های من از روی غرض و مرض بود بهتان حق می دادم که دیگر هیچ گاه به این وب گاه نیایید . ولی شما باید بدانید که من به آن چه نوشته ام باور دارم . آن چه را می نویسم حقیقت می دانم . من چه نفعی می برم از این که چپ رای بیا ورد یا راست جز این که فردی هستم از آحاد همین ملت و باید نسبت به سرنوشتم حساس باشم .من می نویسم تا فردا ها بهتر تصمیم بگیریم . حالا هم شما مهمانید و مهمان حبیب خدا . درب وبگاه و اندیشگاه من همیشه به روی شما باز است . حالا می نویسم اگر ده روز دیگر هم آمدی همان وقت بخوان . سخن را کوتاه می کنم با آن که نگفته فراوان است .
پاسخ يک نظر
از اينجا رد می شدم گفتم يه حال و احوالی بکنم
خوش باشی