امروز و دو روز بعد از انتخابات جند نکته ای را می نویسم .
۱- این انتخابات نشان داد که مردم در مجموع خوب می فهمند هرچند که مثال های نقض فراوانی وجود دارد ولی نشانه های به مراتب قوی تری مبنی بر صحت فرضیه اول وجود دارد . اینکه در تهران و تقریبا تمام شهرهای بزرگ ایران حامیان دولت از راه یابی به شورا ها باز مانده اند شاید بهترین ملاک باشد از اینکه مردم خوب می فهمند . میفهمند که دولت احمدی نژاد ... بگذرم .
۲- در تهران اصلاح طلبان رقابت تنگانگی با اصولگرایان – و نه حامیان دولت – دارند . این در نوع خودش خیلی جالب و در خور توجه است . خصوصا اگر به دو نکته توجه کنیم . اول آنکه از آغاز کار دولت تنها یکسال و چند ماه می گذرد و دوم این واقعیت که اکثر قریب به اتفاق طرفداران دولت در انتخابات شرکت می کنند ولی در صد بزرگی از مخالفان نه !!!
۳- انتخابات خبرگان بحمد الله با حضور گسترده مردم همراه بود ولی نحوه برگزاری آن با ایرادات فراوانی روبرو است که امیدواریم در آینده برطرف شود . رای بالای هاشمی رفسنجانی در تهران واقعا امیدوار کننده بود . ولی رای نیاوردن چهره ها یی مانند آیت الله توسلی و موسوی تبریزی خسرانی است برای خبرگان که عمده دلیل آن هم ضعف کار تشکیلاتی در ایران و فرصت نا برابر تبلیغاتی میان نامزد ها بوده است .
۴- بی تدبیر ی ها و بی نظمی های دولت هم در امر برگزاری انتخابات که داستانی مفصل دارد .
۵- نتیجه آن که بزرگترین برنده این انتخابات مثل همیشه مردم بودند و در مر حله دوم اصلاح طلبان و بعد هم چهره ای خدوم و مردمی مانند مهندس چمران در شورای تهران یا آقایان دستغیب در خبرگان فارس . و کاش جناح های سیاسی به جای تلاش برای مصادره رای مردم به نام خود می فهمیدند که مردم کسانی را می خواهند از جنس خودشان . .. درست مانند خودشان .
۶- در روز رای گیری من چهار بار رای دادم ! هم به نام خودم هم برا سه نفری که سواد نداشتند ونمی دانستند که به چه کسی می خواهند رای دهند . ما تا استقرار کامل مردم سالاری راهی طولانی داریم و سخت ترین گام افزایش آگاهی مردم است . وظیفه ای که بر دوش نخبگان سنگینی می کند .
انتخابات ۲۴ آذر
در تهران قهرمانان افتخارآفرين ما هادي ساعي، عليرضا دبير و رسول خادم، به مدد شهرت ورزشي شان در جايگاه تصميم گيري براي يكي از كلان شهرهاي بزرگ دنيا يعني تهران قرار گرفته اند.
در شهر كوچك ما، مهندسي گمنام و بدون هيچ سابقه كار اجتماعي، با شعار احداث پالايشگاه، احداث خط آهن، احداث بزرگترين مجتمع تجاري، اداري، خدماتي و رفاهي استان طبق نقشه روز اروپا و... راي سوم شورا را به خود اختصاص داد.»
و...
و هزاران هزار مثال ديگر كه ثابت مي كند هنوز خيلي راه داريم كه كار را به كاردان بسپاريم. روي اين حساب و كتابها، اين راي آوردنها و راي نياوردنها شديدا وابسته به احساس مردم در آن لحظه راي گيري است. بر مردم خرده اي نمي توان گرفت. مساله نخبگانند كه خود را به يك سري اراجيف حزبي و جناحي و تقسيم بندي هاي مضحك اصلاح طلب، اصولگراي مخالف دولت و اصولگراي موافق دولت دلخوش كرده اند و مضحكتر اينكه بر پايه آن «تحليل» هم مي كنند. كشوري كه – احتمالا خوشبختانه- هنوز احزابش جايگاه درست و حسابي ندارند، نمي توان به اين آمار و ارقامهاي انتخاباتي تحليل كرد و خوشوقت شد كه آرا موافقين فلان كسك كمتر از آراي موافقين فلانگراهاست.
لطفا زحمت جواب دادن و كشاندن اين پيام به صفحه اصلي وبلاگتان را به خود ندهيد. چرا كه اين وبلاگ را به نشانه اعتراض به «تندروي» و «مصادره به مطلوبهاي آنچناني سياسي» به مدت10 روز تحريم مي كنم!!!!!!! و شما را به اين آيه شريفه ارجاع مي دهم كه «كل حزب بما لديهم فرحين» يعني «هر جماعتي به آنچه نزد «خود» دارد خوش است»
فرقي نمي كند. چه من و چه شما ... هر دو گرفتار اين آفتيم.
عرض پوزش اينجانب را هم كه چاره اي نداريد جز اينكه بپذيريد!!!